اولین مسافرت
اولین سفری که با پسرمون رفتیم 20 مهر ماه و به مشهد مقدس بود.که خیلی خوب شد. هم اینکه گلمون تو 7 ماهگیش رفت پابوس امام رضا و هم اینکه من خیلی دلتنگ و بی تاب آقا بودم.عطا 1کمی سرما خوردگی داشت و روز قبلش حسابی کار ریخته بود سرم. ساعت 9 صبح هم پرواز داشتیم.فقط دعا دعا میکردم عطا بهتر شه و اونجا بذاره نفس بکشیم. که بد هم نبود و روی هم رفته سفر خوبی بود.
پسرم حسابی سردش شده و مجبور شدیم دست به دامن چادر مامانی هم بشیم


اینجا هم مشغول سرسره بازی تو زمین بازی هتله
الهی مامان فدای اون لبخندات شه. ایشالله همیش لبت خندون باشه پسرم

در حال تاب بازی.
1 عکس هم از شب مشهد. حرم آقارو می بینی؟
اینم عکس گل پسرم که مشهد گرفتیم و گفتیم برامون روی لیوان چاپ کنن:


اینم ببه ت که مامانی از اونجا برای پسملم خریدم
وقتی از مشهد برگشتیم تا1 هفته دلتنگ بودیم خصوصا وقت های اذان. عطا کوچولوهم که هر وقت ما لباس می پوشیدیم یا سر پا بودیم فکر می کرد میخایم بریم ددری "به یاد روزهای مشهد " گریه سر میدادکه منو بغل کنین و تا یه مدت کارمون شده بود این تا اینکه دوباره با خونه اخت شد. از اتفاق های تلخ این روزهای امیر عطا جون هم عمل دست پسرخاله مهدی بود که هممونو خیلی نگران کرده بود. شکر خدا الان بهتره.



اولین مسافرت
